السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

231

جواهر البلاغة ( فارسى )

آيات ، « الذّين » مشار اليه است يعنى پس از آن ، اسم اشاره آمده و بدان اشاره شده است . و دنبال « الذّين » چهار صفت ، ذكر گرديده : 1 - يؤمنون بالغيب ( ايمان به غيب ) 2 - يقيمون الصّلوة ( برپا داشتن نماز ) 3 - ممّا رزقناهم ينفقون ( انفاق ) 4 - يؤمنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك ( ايمان به آنچه بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و بر پيامبران پيشين نازل شده است ) . اكنون ، پس از اين و صفها ، مسند اليه ، اسم اشاره ( اولئك ) قرار گرفته و بعد از اسم اشاره ، هدايت خدايى و رستگارى ، به مشار اليه نسبت داده شده است . اين اسم اشاره قرار دادن مسند اليه ، براى اين است كه بفهماند : مشار اليه ( الذّين ) به جهت آن وصفهاى چهارگانه ، شايستهء آنچه پس از اسم اشاره آمده ( هدايت خدايى و رستگارى ) هست . و كثيرا ما يشار إلى القريب غير المشاهد باشارة البعيد ، تنزيلا للبعد عن العيان ، منزلة البعد عن المكان نحو : ذلك تأويل ما لم تستطع عليه صبرا . بسيارى از اوقات ، با اسم اشاره‌اى كه براى دور ، وضع شده به چيز نزديكى كه ديده نمىشود ، اشاره مىگردد تا دورى از چشمها به جاى دورى مكانى بنشيند . مثل : « ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً » « 1 » آن است آنچه تو بر آن ، توان شكيبايى نداشتى . در اين آيهء شريفه با « ذلك » به معنا و تفسير آن رخدادها اشاره شده است . المبحث السابع فى تعريف المسند اليه بالموصوليّة يؤتى بالمسند اليه اسم موصول ، إذا تعيّن طريقا لإحضار معناه كقولك : الذّى كان معنا أمس سافر ، إذا لم تكن تعرف إسمه أمّا إذا لم يتعيّن طريقا لذلك فيكون لأغراض اخرى .

--> ( 1 ) . كهف / 82 .